صفحه اصلی / بحث و گفتگو / منظور از دوره مس-سنگی چیست؟
منظور از دوره مس-سنگي چيست؟ و اين دوره چه ويژگي هايي دارد؟

منظور از دوره مس-سنگی چیست؟

سوال ذيل دغدغه ذهني استاد گرانقدر دكتر ملك شهميرزادي است. ايشان در پيامي از اعضاي انجمن علمي باستان شناسي دعوت نموده اند تا با شركت در بحث بدان پاسخ دهند:

منظور از دوره مس-سنگي چيست؟ و اين دوره چه ويژگي هايي دارد؟

۱۱ نظرها

  1. سلام بر جملگی دوستان

    من در باستان شناسی پیش از تاریخ ابداً تخصصی ندارم ولی در مقام کسی که در فرهنگستان زبان و ادب فارسی کارش واژه­ گزینی است فقط و فقط از نگاه اصطلاحگانی (terminological) تعریفهای ذیل راعرض می کنم:

    Chalcolithic یا Copper Stone Age (با برابر: مس­ سنگی) عبارت است از دوره‌ای میان نوسنگی و عصر مفرغ که در آن از سنگ و ابزارهای مسی استفاده می‌کردند؛ این دوره مرحلة گذار میان صنایع عصر سنگ و عصر مفرغ است که با دگرگونیهای فرهنگی و روابط بازرگانی شناخته می‌شود.

    مترادف آن: عصر مسCopper Age

    و

    Neolithic (با برابر: نوسنگی) عبارت است دوره‌ای در پیش‌از‌تاریخ که در آن انسان ابزارهای سنگی را صیقل و تراش می‌داد، و هنوز از فلزات استفاده نمی‌کرد؛ در این دوره کشاورزی و اهلی کردن چارپایان آغاز می‌شود.

    مترادف آن: عصر نوسنگیNew Stone Age

    شاد باشید

    ملکزاده

    • سلام خدمت استاد بزرگوار جناب آقای دکتر ملک
      امیدوارم حال حضرت عالی خوب باشد. پاسخی در خصوص اقتراح مذکور، ندارم، اما این امر، بهانه ایست برای عرض ادب و تعظیم خدمت جناب عالی.
      Eideard در مقاله ای با عنوان 5,000year-old red blood cells discovered in the Iceman mummy به تاریخ May 4, 2012 در بحث از سلول های خونی مومیایی ها، از اصطلاح Copper Stone Age به صورت زیر استفاده کرده است.
      “Up to now there had been uncertainty about how long blood could survive – let alone what human blood cells from the Chalcolithic period, the Copper Stone Age, might look like.” This is how Albert Zink, Head of the Institute for Mummies and the Iceman at the European Academy, Bozen-Bolzano (EURAC) explains the starting point for the investigations which he undertook with Marek Janko and Robert Stark, materials scientists…Darmstadt Technical University.
      ارادتمند. محمد رضا چیت ساز
      10 مهر 91

      • بسمه تعالی

        سرکار خانم مومني مديركل محترم دفتر ثبت، حفظ و احيا آثار تاريخي، طبيعي و معنوي كشور
        جناب آقای دکتر محمد رضا سعیدآبادی دبیر کل محترم کمیسیون ملی یونسکو در ایران
        با سلام و احترام
        به استحضار می رساند :
        ظاهراً پس از نشستِ پنجمین همایش شورای سیاست‌گذاری ثبت آثار و میراث معنوی استان‌های کشور و به پیشنهاد یونسکو و اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان، موسیقی مقامی دزفول با عنوان «موسیقی ۲۴ مقوم دزفول» در روند ثبت ملی قرار گرفته است. محقق اصلی این پرونده، استاد موسیقی و دوست این جانب، جناب آقای عبدالکریم پاک‌سیرت می باشند. دست نوشته های ایشان را در این باب، سال ها پیش، دیده و مطالعه کرده ام. طی روزهای گذشته، این نام گذاری مورد اعتراض شدید اساتید موسیقی و کارشناسان قرار گرفته است و در جلسه ای که در چند روز پیش به همین منظور تشکیل شده بود، اعضای جلسه مذکور، اعتراض کتبی خود را به غیر علمی بودنِ این نام گذاری، اعلام داشته اند. این جانب بیش از 22 سال است که در خصوص تاریخ خوزستان به طور اعم، و تاریخ شوشتر به طور اخص، مشغول بررسی، مطالعه و تحقیق می باشم. در تهیه پرونده ی ثبت جهانی سازه های آبی شوشتر برای ارسال به یونسکو، تدوین بخش های تاریخی و فرهنگی پرونده ی مذکور را، این جانب(با همکاری عده ای دیگر) سرپرستی نمود. به عنوان یک کارشناس، خدمت جناب آقای عبدالکریم پاک‌سیرت، و مسئولین محترم سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بویژه سرکار خانم مومنی ریاست اداره ثبت سازمان میراث، عرض می شود : نام گذاری تحت عنوانِ «موسیقی ۲۴ مقوم دزفول» از نظر علمی و تاریخی، نادرست بوده، به هیچ وجه، مورد تایید منابع و مآخذ معتبر تاریخی، ادبی و موسیقیایی قرار نمی گیرد و نوعی نام گذاری غیر واقعی، غیر اصیل و شتابزده است. پیشنهاد این جانب این است که جهت پرهیز از هر گونه اقدامِ غیر علمی و شتاب زده و به منظور درک صحیح و واقعی و معرفی درستِ میراث گران بهایی که به دست ما رسیده است، توسط جناب آقای دکتر سعید آبادی و سرکار خانم مومنی، جلسه ای متشکل از اساتید تاریخ موسیقی و کارشناسان موسیقی شوشتر و دزفول و جناب آقای عبدالکریم پاک‌سیرت،تشکیل یافته، موضوع مورد بررسی دقیق علمی و تاریخی قرار گیرد.
        ارادتمند. محمد رضا چیت ساز، دکترای تاریخ ایران و مدیر پژوهشی پیشین پژوهشگاه سازمان میراث، 17 مهر 91

  2. سلام
    این متن رو که امروز صبح جناب آقای دکتر ملک برای من ارسال فرموده اند در اینجا عیناً نقل می شد:

    مهرداد ملکزاده

    ==========================================================

    جناب آقای دکتر مهرداد ملکزاده
    بازرس انجمن علمی باستان شناسی ایران

    با سلام و ادب
    قبلا یعنی سال گذشته خوانده بودم که انجمن علمی باستان شناسی تشکیل شده و هیئت مدیره و بازرسان و بقیه اعضاء رسمی آن هم انتخاب شده اند. در طی یک سال گذشته فعالیت علمی در خور توجهی از این انجمن که صفت علمی بودن را قبل از چیستی انجمن که همان باستان شناسی باشد نخواندم. اگر فراموش نکرده باشم یک مقاله در باره انتقال پژوهشکده به شیراز و یک مقاله جدید در باره انتصاب آقای دکتر عباس مقدم به مدیریت و یا ریاست ( نمیدانم از نظر اداری کدام درست است ) خواندم. دو روز قبل هم اطلاعیه آقای شاهین آرایا منش را خواندم که اعضاء جدید هیئت مدیره انتخاب ( یا انتصاب باز هم نمیدانم کدام درست است ) شده اند و جنابعالی به عنوان بازرس در این انجمن علمی انجام وظیفه می کنید. برای همه شما آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم امسال انجمن به وظیفه اصلی خود نیز عمل کند واعضاء آن حد اقل سالی یکی دو بار در باره مسائل علمی مرتبط با باستان شناسی هم اظهار نظر کنند.
    هدفم از نوشتن این یاد داشت چیز دیگری است که توضیح خواهم داد.
    مجله ای در دانشگاه آزاد ابهر چاپ و منتشر میشود که دوست و همکارم آقای کوروش روستائی اسکنی از جلد آن را برایم ارسال کرده بود. من هم از کتابفروشی طهوری یک نسخه از آن را خریدم و دو مقاله آن را که یکی توسط آقای دکتر حسن فاضلی نشلی و دیگری توسط آقای دکتر حمیدرضا ولی پور ( عضو هیئت مدیره همین انجمن علمی باستان شناسی ) نوشته شده بود خواندم.مسائل مطرح شده در این دو مقاله بسیار جالب بود. اولا هردو در باره دوره نوسنگی بود و ثانیا مقاله آقای دکتر فاضلی نشلی جوابیه ای بود به مطالب کتاب اربکی آقای دکتر مچیدزاده در خصوص ” سفال آلوئی”.. در این دو مقاله از اصطلاح ” مس سنگی ” هم در یکی دو مورد ( اگر اشتباه نکرده باشم و مطالب این دو مقاله را با مقالات و کتاب پر صفحه جناب آقای دکتر حسن طلائی جا به جا نکرده باشم ) استفاده شده بود. من این اصطلاح را نمی دانستم و هنوز هم نمی دانم و در هیچ یک از بیش از 44 مقاله فارسی و 14 مقاله انگلیسی و کتاب ایران در پیش از تاریخ و اطلس باستان شناسی خود بکار نبرده ام. برای اولین بار در جدولی در کتاب سفال دوره نوسنگی فلات مرکزی ایران که امسال توسط سمت چاپ شده است این اصطلاح آمده که جای آن در جدول غلط است و من توجه نکرده بودم و گناه این اشتباه را قبول دارم.
    بعد از خواندن مجله دانشگاه آزاد اسلامی ابهر تصمیم گرفتم مطالعاتم را روزآمد کنم تا بتوانم از اطلاعات باستان شناسان جوان و فرهیخته امروزی ایران مانند آقایان دکتر حسن فاضلی نشلی , دکتر حمیدرضا ولی پور , دکتر حسن طلائی و چند نفر دیگر استفاده نمایم. برای نیل به این هدف نامه ای نوشتم و برای 21 نفر از باستان شناسان فعال که آدرس ای میل آنها را داشتم ارسال کردم. 5 نفر از آن 21 نفر پاسخ نوشتند و یک نفر خلاصه ای از کتاب دکتر حسن طلائی را برایم ارسال کرد و بقیه یا مرا قابل ندانستند و پاسخ ندادند و یا اینکه خودشان هم نمیدانستند.تصمیم گرفتم نامه ای برای آقای دکتر گاراژیان بنویسم و از ایشان خواهش کنم که نامه مرا در سایت ایران آرکئولوژی بگذارند که ایشان هم لطف کردند و چنین کردند. این سایت را انتخاب کرده بودم چون تعدادی ا ز باستان شناسان و دانشجویان دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکترا در باره مسائل مختلف از آن برای اظهار نظر و یا اطلاع و یا درخواست کتاب و مقاله مطلب می نویسند . اخیرا هم شخصا ملاحضه فرموده اید که در باره آیا باید قدر فردوسی را بدانیم یا نه در آن قلمفرسائی فرموده اند. من نمی دانم تعداد کاربران این سایت چند نفر است. ولی اگر کتاب درسی ” انگلیسی برای رشته باستان شناسی ” را که متن آن را من تهیه کرده ام ملاک آماری از تعداد باستان شناسانی که در ایران تحصیل کرده وبعدا تعدادی از آنها کارشناس ارشد و یا دکترای خود را خذ کرده اند قرار دهیم تا کنون این کتاب 8 بار تجدید چاپ شده و هر بار 1000 نسخه از آن به چاپ رسیده است. باز هم اگر فرض را براین بگذاریم که سه چهارم از این تعدا د باستان شناسی را برای همیشه کنار گذاشته باشند حد اقل تعدادی که من خجالت میکشم عدد آن را بنویسم هنوز در این رشته فعالیت میکنند. از طرفی طبق فهرستی که در اختیار دارم 174 نفر از ایرانیان یا درجه دکتری خود را اخذ کرده اند و یا در شرف اخذ آن هستند. از این تعداد باستان شناس فقط یک نفر , تعجب نکنید عدد دقیق و درست است , فقط یک نفر به نامه من که در سایت ایران آرکئولوژی گذاشته شده بود پاسخ داد و آن شخصی بود به نام ” مهرداد ملکزاده ” که اگر اشتباه نکرده باشم فقط و فقط شما بودید.
    بعد دیدم من سوراخ دعا را گم کرده ام و به عوض درخواست اظهار نظر از کاربران سایت ” انجمن علمی باستان شناسی ” از کاربران سایتی اظهار نظر خواستم که فقط در باره مسائل غیر علمی و گاها مسائل متفرقه تبادل نظر می کنند. تا اینکه دوست و همکار بسیار خوب و با ادب و درس خوانده ومورد رشک و حسد عده ای که یکی از اعضاء هیئت مدیره ” انجمن علمی باستان شناسی ” نیز هستند , یعنی دکتر حامد وحدتی نسب نیز به نامه من پاسخ نوشتند و بسیار صادقانه نظر خود را نوشتند. لذا همان موقع تصمیم گرفتم که همان خواهشی را که از آقای دکتر گاراژیان کرده بودم از ایشان نیز بکنم. ایشان نیزدیروز و آقای شاهین آریا منش امروز درخواست مرا به تارنمای سایت ارجاع دادند. امروز صبح چند نفر پاسخ داده بودند و من شک ندارم که درخواست مرا نخواندند و فقط خواستند اظهار وجود کنند. چون من کجا در نامه ام تقاضای تبلیغ برای ماشی ظرف شوئی و لباس شوئی و جارو برقی و آسیاب برقی و یا هزار نام دیگر را هم به آن اضافه بفرمائید کرده بودم که ” انجمن علمی باستان شناسی ” را مورد تعرض قرار دادند که این سایت جای تبلیغ نیست؟
    حالا که این یاد داشت طولانی را خدمتتان مینویسم میخواهم از شما که بازرس این انجمن هستید خواهش کنم اگر امکان دارد و شما را به اتهام تبلیغ برای پفک و نوشابه مورد عطاب و خطاب قرار نمی دهند نامه مرا در این سایت بگذارید و اضافه بفرمائید که پاسخ خود را , اگر میدانند و دارند و مرا قابل پاسخ دادن می دانند , مستقیما به آدرس ای میل خودم ارسال کنند. من هم اکنون به شما قول می دهم که حتی آقای دکتر حسن فاضلی نشلی و دکتر حمیدرضا ولی پور و دکتر حسن طلائی هم که از کسانی هستند که از اصطلاح ” مس سمگی ” استفاده میکنند پاسخی به من نخواهند داد.آدرس ای میل من این است:
    shapurmsh@yahoo.com
    جناب آقای دکتر ملکزاده از طولانی شدن یاد داشتم عذر خواهی میکنم . برای شما و تمام کاربران سایت انجمن علمی باستان شناسی ایران از درگاه ایزد منان آرزوی موفقیت بیش از پیش دارم.
    با سپاس و عرض ادب
    صادق ملک شهمیرزادی
    4 مهر ماه 1391

  3. با سلام خدمت دوستان و استاد گرانقدر، جناب آقای دکتر ملک شهمیرزادی
    از روزی که سوال شما مطرح شد تا کنون از خود می پرسم که پاسخی بدهم یا خیر، چرا که به نظر من طرح این سوال از جانب شما، خود سوالات بی شماری را در پی دارد. بر این عقیده ام که بسیاری از دیگر دوستان که به ارائه پاسخی در این زمینه دست نبردند نیز با من هم عقیده بوده و یا چندان دور از من فکر نمی کنند.
    از آنجایی که همیشه در ایران پس از گفتن نظری و یا سخنی در مجمعی عمومی آن را جانبداری از گروه، فرد یا افرادی تلقی کرده به سخن گو می تازند، در ابتدای سخنم عرض کنم که بنده فقط قصد پاسخ به این سوال را داشته و قصد تکرار، تأیید و یا رد نظرات دوستانی که نام بردید را ندارم.
    از این جهت عرض کردم که سوال شما برایم بسیار سوال برانگیز بود که دیرزمانی نیست که مقالۀ خود شما در سری کتابهای «تاریخ تمدنهای آسیای مرکزی» را خوانده ام. مقاله ای تحت عنوان «عصر مفرغ در ایران و افغانستان». فکر می کنم در پاراگراف اول این مقاله شما خود پاسخ سوال خود را داده اید که با ذکر منبع عیناً در زیر نقل می کنم.

    با احترام- محمد قَمَری فتیده

    The Bronze Age in Iran and Afghanistan, M. Tosi, S. Malek Shahmirzadi and M. A. Joyenda, In: History of civilizations of Central Asia, Volume I The dawn of civilization: earliest times to 700 B.c., Edited by: A. H. Dani & V. M. Masson, UNESCO Publishing, Second impression 1996, pp 191- 223.

    The agricultural economy and the stable mode of life connected with it were firmly established on Iranian territory in the Neolithic Age. During the following period cultures of a new type arose, solidly based in all ecological niches suitable for a food-producing economy. This period, which introduced copper implements into the culture, is usually referred to as Eneolithic or Chalcolithic. Its age on Iranian territory roughly corresponds to the time-span between 5500-5000 and 2900 b.c. The occurrence of rich mineral deposits favoured an early spread of metal objects; ore was not only processed by the local population but, equally, exported to neighbouring countries, into Mesopotamia and to the north of the Kopet Dag range.

  4. با سلام

    دور مس -سنگی در ادبیات باستان شناسی جهان معرف گذر انسان از نوسنگی به فلز می باشد . در این دوره که بر اساس حفاریات علمی به 3500تا 4500 ق م میلاد برمیگردد ادوات و ابزارهای ترکیبی از سنگ و فلز به چشم میخورد و این دوره را می توان مرز شروع دوره تاریخی و ابداع خط دانست . فرهنگ سفال خاکستری با تکنولوژی بالا را می توان مروبط به این دوره می باشد . نمونه سفالهای این عصر در تورنگ تپه گرگان به چشم میخورد.

  5. با عرض سلام :

    به نظر من کاربرد این واژه در باستان شناسی صحیح نمی باشد

  6. درود!
    من سری به سایت ویکیپدیا زدم و با این که اطلاعات موجود در آن ناقص و در بعضی موارد غیر قابل اعتماد می باشد ولی مطلب جالبی در مورد عصر مس دیدم:
    عصر مس یا عصر کالکولتیک دوره‌ای از پیشرفت فرهنگی بشر است که استفاده از ابزار نخستین فلزی در کنار ابزار سنگی پدیدار شد. این دورهٔ انتقالی بیرون از سامانهٔ سه عصری سنتی است و میان عصرهای نوسنگی و برنز قرار دارد.
    چون به عصر مس “دروهء انتقالی” اطلاق شده شاید اشاره به پایان عصر نوسنگی (4000-8000 پیش از میلاد) و عصر گذری به عصر بعدی است!
    این نظر من بود هرچند که ممکن است اشتباه باشد.

  7. درود!
    داشتم کتاب آقای فرانک هول با عنوان ” باستان شناسی غرب ایران ” (ترجمه زهرا باستی) را مطالعه میکردم که در صفحه 53 این کتاب در پاراگراف اول نوشته شوده:
    بیشتر نویسندگان هنگام اشاره به شکل قدیمتر یا جدیدتر روستاهای اولیه ، عبارتهای نوسنگی و عصر مس را به کار میبرند……
    شاید مقصود نویسنده از به کاربردن عبارت مس_سنگی نیز همین بوده.

  8. آقای مسعود موميوند

    درود . متاسفانه در ايران كاوش در چنين زمينه هايي به دليل اينكه كاوشهاي غير اصولي و نيز اكتشافات به منظور پيدا كردن گنج امكانپذير نيست و اگر مطالبي هم وجود دارد مربوط به گذشته است .سازمان ميراث فرهنگي بايد مناطق تحت حفاظت خود را افزايش دهد.

پاسخ دهید